الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

16

إحياء علوم الدين ( فارسى )

دور گرداننده از خداى - عز و جل - و نزديك گرداننده به شيطان . و آن صورت نبندد مگر از عاقلى . و غريزهء عقل كمال نپذيرد مگر پس از كمال غريزت شهوت و خشم و ديگر صفتهاى نكوهيده كه وسايل ديو است به گمراه كردن آدمى ، چه كمال عقل جز نزديك چهل سالگى نباشد ، و اصل آن جز نزديك بلوغ تمام نشود ، و مبادى آن پس از هفت سال ظاهر گردد . و شهوتها لشكر ديو است ، و عقل لشكر فريشته ، چون هر دو فراهم آيند بضرورت ميان هر دو لشكر جنگ قايم شود ، چه يكى از ايشان ديگرى را اثبات نكند ، چه اينها ضد آنند و تطارد ميان ايشان همچنان است كه ميان روز و شب ، و ميان روشنايى و تاريكى ، و هر گاه كه يكى از ايشان غالب شود ديگرى را بضرورت ازعاج كند . و چون شهوتها در كودك و جوان پيش از كمال عقل بود ، لشكر شيطان سابق شده باشد و بر جايگاه مستولى گشته ، و دل به مقتضيات شهوت به عادت لا محال أنس و الفت گرفته ، و آن بر وى غالب شده ، و باز بودن از آن دشوار گشته . پس عقل كه حزب الهى و لشكر او و رهانندهء دوستان او از دست دشمنان اوست اندك اندك بتدريج لايح شود ، و اگر قوّت نگيرد و كمال نپذيرد مملكت دل شيطان را مسلّم گردد ، و ملعون گفتهء خود را : لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا ، « 46 » اى ، هر آينه فرزندان او را به گمراه گردانيدن استيصال كنم مگر اندكى را ، به وفا رساند . و اگر عقل [ 10 ] كمال پذيرد و قوّت گيرد ، اوّل كار او قهر لشكرهاى شيطان باشد به شكستن شهوتها و گذاشتن عادتها و باز آوردن طبع بر سبيل قهر به عبادتها . و معنى توبه جز اين نيست ، و آن بازگشتن است از راهى كه راهبر آن شهوت است و بدرقهء آن ديو به راه خداى - عز و جل - و هيچ آدمى نيست كه نه شهوت بر او و بر عقل او سابق است ، و غريزتى كه در او عدّت ديو است متقدم است بر غريزتى كه در او عدّت فريشته است ، پس بازگشتن از كار سابق كه به مساعدت شهوت بوده است در حق هر آدمى ضرورت است ، اگرچه پيغامبر باشد يا جاهل . پس مپندار كه اين ضرورت به آدم - صلوات اللّه عليه - مخصوص بوده است ، [ شعر ] : فلا تحسبن هندا لها الغدر وحدها * سجيّة نفس كلّ غانية هند اى ، مپندار كه غدر خوى هند است تنها ، هر زن خوب كه هست در غدر هند است . بلكه آن حكمى أزلي است كه بر جنس إنس نوشته شده است ، كه خلاف آن فرض نتوان كرد تا سنت الهى بدل نشود ، و بدل شدن آن طمع نتوان داشت . پس هر كه در حال كفر و جهل به بلوغ رسد ، توبه از كفر و جهل بر او واجب باشد . و هر كه در حال بلوغ به تبع پدر و مادر مسلمان باشد و از حقيقت اسلام خود غافل بود ، از غفلتى كه از تفهّم معنى اسلام داشته است توبه بر او واجب باشد . چه

--> ( 46 ) إسراء 17 - 62 .